تبليغاتX
حضرت خضر

حضرت خضر

مظلوم

 

 

مظلوم ترین مردمان در این جامعه،سربازان وظیفه هستند.و مظلوم ترین آنها،سربازان نیروی انتظامی.و از آنان هم مظلوم تر،سربازان نیروی انتظامی در حال خدمت در سیستان و بلوچستان هستند.

و پست ترین مردمان،کسانی هستند که این سربازان را اسیر و در نهایت به قتل میرسانند.

و مسخره ترین انسانها،افرادی هستند که از این اخبار غافل و تنها هم و غم آنان،تعداد وعده های غذایی فلسطینی های نوار غزه و نوع بازی کودکان آنها است!

 

پی نوشت۱:در عَجَبَم که شهادت این ۱۶ سرباز اسیر،هیچ بازتابی در وبلاگستان پیدا نکرد.

پی نوشت ۲:شهادت سربازان نیروی انتظامی تایید شد-16 آذر

پیام تسلیت جبهه مشارکت به مناسبت شهادت گروگان های نیروی انتظامی

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 12:17  توسط اشکان   | 

گزارش سخنرانی آقای خاتمی در دانشگاه تهران

 

دیروز جهت حضور در سخنرانی خاتمی به دانشگاه تهران رفتم.پشت در دانشگاه(خ ۱۶ آذر) بودیم که دعوتنامه انجمن اسلامی دانشگاه تهران به دستمان رسید.به دانشکده فنی که رسیدیم،درب های آمفی تئاتر چمران به علت ازدحام جمعیت بسته شده بود.جمعیت زیادی هم در بیرون تجمع کرده بودند.بالاخره با رانت آقای خدایاری،بنده و چند تن از دوستان پس از گذشتن از هفت خان رستم وارد تالار شدیم.

در آنجا تعدادی از اعضای انجمن اسلامی که جز انتظامات سالن و از اعضای جبهه مشارکت بودند،جایی در ردیف اول به من دادند.البته چند لایه هم در جلو در زمین نشسته بودند.

تا قبل آمدن آقای خاتمی،سالن جَو زیبایی داشت و شعارهای زیادی در دفاع از خاتمی و محکومیت دولت فعلی سر داده میشد.

بالاخره خاتمی راس ساعت ۲ وارد سالن شد و قبل سخنرانی ایشان،انجمن اسلامی دانشگاه تهران بیانیه بسیار زیبایی در انتقاد شدید از ۳ قوه جمهوری اسلامی را قرائت کرد.

سپس خاتمی سخنان کوتاهی ایراد کرد و بعد مراسم پرسش و پاسخ برگزار شد.

به نظر من،سخنان خاتمی به جز چند نکته،مطلب خاصی نداشت:

یکی اینکه در سلامت انتخابات تردید جدی وجود دارد،شخصی باید کاندیدا شود که نظام روی او حساسیت کمتری دارد،دیگر زندان رفتن در ایران مایه سرافکندگی نیست و نهایتا" گفت که برای حضور در عرصه انتخابات،مشغول برسسی است.

تعدادی از شعارهای حاضرین :

درود بر خاتمی،مرگ بر دیکتاتور،مرگ بر این دولت مردم فریب،احمدی احمدی مملکتو رها کن،آزادی اندیشه با دیکتاتور نمیشه،بسیجی حیا کن،دانشگاه رو رها کن،ممد خاتمی برگرد به پُستت  محمود احمدی ... به پستت ،خاتمی پاینده رییس جمهور آینده و.....

ضمنا" هر گاه که اسم دولت فعلی یا رییس جمهور میامد،همه یکصدا "هو" میکردند.یکبار که مجری مراسم صحبت ازفلسطین کرد،همه شروع به "هو " کشیدن کردند.

گزارش تصویری از مراسم

 

پی نوشت:این قضیه شاه سلطان حسین هم داره جالبتر میشه.امروز حسین شریعتمداری شباهت سلطان حسین با خاتمی رو تکذیب کرد!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 13:6  توسط اشکان   | 

کرکسان

 

 "در آینه٬دوباره٬ نمایان شد:

با ابر گیسوانش در باد٬

باز آن سرود سرخ «انا الحق»

ورد زبان اوست.

 

تو در نماز عشق چه خواندی؟

که سالهاست

بالای دار رفتی و این شحنه‌های پیر

از مرده‌ات هنوز

پرهیز می‌کنند.

ما:

انبوه کرکسان تماشا:

با شحنه‌های مامور:

مامورهای معذور٬

همسان و همسکوت

ماندیم."

 

پی نوشت:البته امروزه شاید حَلاجی وجود نداشته باشد،اما ما،کماکان همان کرکسان هستیم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 10:0  توسط اشکان   | 

کافکا

 

 

سی سالت است و خسته تر از آنچه سالمندی می تواند با تو بکند نشان میدهی.یا حقیقتا"  اصلا"خسته نیستی،فقط بی قراری و از قدم برداشتن در این دنیا،که دامِ عظیمی است می هراسی.

به همین دلیل است که همیشه هر دو پایت در هواست.

 

                                                        " نامه هایی به میلنا،فرانتس کافکا "

 

پی نوشت ۱:از مُختار بودن خود بسیار لذت میبرم.از اختیارم در هر جایی استفاده میکنم.وَلو به ضررم باشد.حاضرم بمیرم اما جَبر بر من حاکم نشود.

پی نوشت ۲:این روزها به شدت تَلخم.در رگهایم به جای خون، زَهر جریان دارد.اگر مار کُبرا هم نیشم بزند،کشته خواهد شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 9:21  توسط اشکان   | 

یک نامه اداری

 

از:اداره بهداری دانشگاه علوم انتظامی

به:فرماندهی محترم پشتیبانی قرارگاه دانشگاه علوم انتظامی

موضوع:عدم حضور افسران وظیفه در مراسم رژه صبحگاهی

سلام علیکم

با احترام به آگاهی میرساند که ستوانیکم وظیفه دامپزشک اشکان مجللی و ستوانیکم وظیفه دندانپزشک مصطفی رحمانی،اخیرا" در مراسم صبحگاه شرکت نمیکنند و در پاسخ به دلیل عدم شرکت،مجوز از آن فرماندهی را عنوان میکنند.

با توجه به  الزام حضور همه پرسنل در مراسم صبحگاه و اُفت روحیه پرسنل دیگر ، مستدعی است اقدامات لازم را در جهت حضور این دو نامبرده در مراسم صبحگاه و تنبیه آنان انجام داده و نتیجه را به این اداره منعکس نمایید.

                      رییس اداره بهداری دانشگاه

                       سرهنگ دوم،دکتر علی رضا.....

                                        (خرداد سال ۸۵)

 

پی نوشت۱:امروز استقلال صدر نشین لیگ برتر شد.

"ژنرال"،خسته نباشی.

پی نوشت ۲:اعضای دفتر سیاسی جبهه مشارکت مشخص شدند

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 2:41  توسط اشکان   | 

دکتر محسن میردامادی،مجددا" دبیر کل جبهه(حزب) مشارکت شد

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 0:35  توسط اشکان   | 

انضباط اجتماعی!

 

اگرچه اجرای طرحی موسوم به انضباط اجتماعی در شهر بی نظم و بی فرهنگی مثل تهران ضروری است،اما این که" نیروی انتظامی" در راس همچین مقوله ای قرار بگیرد،محل مُناقشه فراوان است!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 4:51  توسط اشکان   | 

سفر شمال

 

چند روز آخر هفته را با دوستان(آقایان حیدری،محمد لو و نوربخش) در سفر شمال بودیم.در ویلای زیبایی کنار دریا(حوالی شهرستان نور) اسکان داشتیم و جدا از استراحت و تفریحات ،چند مقوله جالب و شاید عجیب اتفاق افتاد:

۱-تا کنون دریای خزر را تا به این حد آرام و تمیز ندیده بودم.در یک بعد الظهر،با پای برهنه در ساحل قدم زدیم.آب به قدری شفاف بود که انواع ماهیان ریز که به کنار ساحل آمده بودند،قابل رویت بودند.آرامش عجیبی حکمفرما بود.

۲-در همان روز که کنار ساحل قدم میزدیم،دو مرد و دو زن به کنار ساحل آمدند.زنان حالت طبیعی نداشتند و به حرکات موزوزن و خوشگذرانی مشغول بودند.اما یکی از مردان با یک تخته شروع به کشیدن دایره هایی منظم روی شن ها کرد و در اطراف دایره ها چوب میگذاشت.خودشان هم در وسط دایره بودند.با خود فکر کردیم شاید نوعی مراسم جن گیری یا امثالهم باشد.به هر حال نماندیم و از آنجا رفتیم.

۳-آخر شب(در همان روز) مجددا" به کنار ساحل آمدیم.هوا کمی سرد بود.پس از مقداری قدم زدن به دو کُپه هیزم که آتش زده بودند و کسی در آن اطراف نبود برخوردیم.کمی کنار آتش نشستیم و به ویلا بازگشتیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 14:1  توسط اشکان   | 

نمایشگاه مطبوعات

 

در چند روز گذشته،بیشر اوقات بنده در نمایشگاه مطبوعات گذشت.

البته من مسئولیتی نداشتم ولی به دلایلی مثل فضای سیاسی جالب نمایشگاه،دیدار با دوستان و از همه مهمتر حضور مداوم در غرفه تنها نشریه وابسته به جبهه مشارکت(ماهنامه آیین) در این نمایشگاه بودم.

چند نکته در این رابطه:

  1. به دلیل توقیف اکثر نشریات اصلاح طلبان،فضای امسال نمایشگاه نسبت به سالهای گذشته سرد تر و به نوعی از محتوا تهی بود.
  2. نمایشگاه امسال حالت کالایی و مصرفی پیدا کرده بود.دخترانی زیبا و پر زرق و برق در اکثر غرفه ها حضور داشتند و نشریه مطبوع خود را با توسل به انواع حیَل و ترفند تبلیغ میکردند.گهگاهی احساس میکردم در نمایشگاه لباس یا مواد غذایی یا ...هستم و فی الواقع روح نمایشگاه غیر مطبوعاتی بود(خصوصا" در غرفه های ورزشی)
  3. دولت فعلی با تمامی امکانات به این نمایشگاه پا گذاشته بود.علاوه بر روزنامه ها و خبرگزاری های کاملا" دولتی،روزنامه "خورشید"(وابسته به وزارت رفاه) با کاغذ گلاسه و مرغوب با قیمت نازل ۱۰۰ تومان(در دَکه) و انواع و اقسام تشویق های تبلیغاتی و روزنامه "وطن امروز" که ظاهرا" خصوصی است(با مدیریت مهرداد بذر پاش) بهترین محل نمایشگاه(جلوی درب ورودی) را اشغال کرده بود و این روزنامه هم با کاغذ مرغوب(به قیمت دَکه ۱۰۰ تومان) به صورت رایگان و انواع تشویق ها توزیع میشدند.

 

پی نوشت ۱:اَبوحَنیفْ!!!!!

پی نوشت ۲:فرمانده کل سپاه:انهدام شبكه جاسوسي هسته‌اي رژيم صهيونيستي توسط نيروهاي اطلاعاتي سپاه.

در عجبم که حفاظت اطلاعات سپاه فقط در مورد مسائل داخلی سپاه اشراف دارد و سایر مقولات به آن ربطی ندارد.پس سازمان عریض و طویل وزارت اطلاعات چه کاره است؟

پی نوشت ۳: به اینجا بروید و به دوستان حمید لطفی رای بدهید.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 13:0  توسط اشکان   |