تبليغاتX
حضرت خضر

حضرت خضر

دغدغه های یک لیبرال دموکراتِ عضو حزب مشارکت

چند جمله از کتاب " اختراع انزوا" آخرین اثر پل استر

 

 

۱-در مورد ازدواج:

ازدواج،از سوی دیگر،دَر را میبندد.حضورت محدود میشود به فضایی تنگ که در آن دائم مجبوری خودت را آشکار کنی و برای همین،دائم ناگزیری به خودت نگاه کنی و اعماق خودت را بیابی.

وقتی دَر باز شد هرگز مشگلی پیش نمی آید:می توانی همیشه فرار کنی.میتوانی از برخوردهای ناخواسته با خودت یا دیگران،صرفا" با خارج شدن از آن در پرهیز کنی.

۲-به نقل از پاسکال:

تمامی بدبختیهای آدمی فقط از یک چیز ناشی میشود:از اینکه او ناتوان از آرام و قرار گرفتن در اتاقش است.

۳-به نقل از یک شاعر روس :

اما آرام گوش کن،خواستن کارِ اجسام است،و ما فقط روحیم.

۴-به نقل از مالارمه(شاعر فرانسوی):

عزاداری حقیقی در مبلمان آپارتمان-نه در قبرستان-

نه-من به پوچی تسلیم نخواهم شد،پدر-من احساس میکنم که پوچی بر من مُستولی میشود.

 

پی نوشت ۱:امشب عازم سفر اصفهان هستم.برای شرکت در:اردوی دو روزه شاخه های جوانان و دانشجویان جبهه مشارکت در اصفهان

پی نوشت ۲:هفته نامه شهروند در شماره آخر خود در صفحه باشگاه،قسمتی از روزنامه اطلاعات ۲۸ مرداد سال ۵۸ رو آورده که مطلب بسیار قابل تاملی است.و اگر اتفاق می افتاد،شاید سرنوشت امروز ما چیز دیگری بود:

خاطرات سروان داورپناه از افسر گارد محافظ دکتر مصدق از روز ۲۶ مرداد ۱۳۳۲(همان روزی که فرمان عزل دکتر مصدق امضا شد):

مصدق وزرا را راس ساعت ۶ صبح برای یک جلسه اضطراری فرا خواند.جلسه تازه شروع شده بود که تلفن زنگ زد.سرتیپ سپه پور،فرمانده نیروی هوایی بود.گفت کار بسیار مهمی با دکتر دارم.تلفن را وصل کردم.سرتیپ با هیجان گفت:((به قرار اطلاع،شاه به اتفاق ثریا،و سرگرد خاتم و اتابای از کلاردشت پرواز کرده است.چه دستور میفرمایید،هواپیما رامجبور به فرود کنیم یا در آسمان سرنگون کنیم؟))وقتی حرفهای سرتیپ تمام شد و منتظر دستور مصدق بود،چند لحظه ای به سکوت گذشت و دکتر مصدق گفت:   "بگذارید برود......"

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 18:15  توسط اشکان   | 

عاقبت

 

آن روز که به مراقبه نشستی،بالاخره خدا آمد.

                                                و تو، مُرده بودی از آنهمه آرامش.

 

پی نوشت:در این ۲ سال و اندی که اینجا مینویسم،این مطلب به نظر خودم بهترین پُستم بود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 10:10  توسط اشکان   | 

مَلول و فِسرده!

 

 

پی نوشت۱:امروز،به جلسه ای در اداره کل دامپزشکی استان  تهران دعوت شدم.چند نفر از همکلاسی های سابق رو دیدم.این احساس رو داشتم که چقدر از جَو همچین جاهایی دور شده ام.لحظه ای به ذهنم رسید  که ای کاش  من به جای یک فعال سیاسی،دامپزشک موفقی می بودم.(به کجا می برد این اُمید،ما را؟ )

پی نوشت ۲:توسط سیستم وبگذر،متوجه شدم که دوستی از کشور کانادا،تقریبا" هر روز از وبلاگ یکی دیگر از دوستان،به اینجا سر میزند.خواستم عرض ادب و خوشامد گویی خدمتش عرض کنم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 6:56  توسط اشکان   | 

رَپ!

 

این روزها،موسیقی رپ ایرانی به شدت در میان جوانان شایع شده است.

عمدتا" این رپ ایرانی دو نوع است.یا اعتراضی است یا شاد.و بعضی زیر زمینی و بعضی متعلق به خارج نشینان (از جمله لس آنجلس) است.

از هردو نوع(شاد و اعتراضی) مثال میآورم:

اعتراضی:یک خواننده مرد(شاهین نجفی) که ظاهرا" در آلمان است،در دفاع از حقوق زنان رپی خوانده است که یک قسمتش رو ملاحظه میکنید:

بوی زمین سوختمون رو میدی خانم    تو هم از عرش به فرش رسیدی که خانم   ما که از مردی مردیم لااقل تو زن باش   یک کم از اوون عطر غیرتت رو ما هم بپاش

شاد:قسمت جالب قضیه همین جاست.انواع اقسام رپ های شاد و بعضا"  با ادبیات فحش و سطح پایین روبرو هستیم.

یک گروه که دقیقا" نمیدونم زیر زمینی هستن یا لس آنجلسی(ظاهرا" به نام نابغه)،رپی خوانده اند  که یک قسمتش رو ملاحظه میکنید.حالا من با حلال و حرام یا سبک و سنگین بودنش کاری ندارم.قضاوت با شما:

همه همه همه همه     همه دو رو برم قرو قاطی   همه دافی پافی حالا مست و پاتیل   بدو بیا بده من ......و من تو روت          میمونم و میگم دوست دارم     بدو بیا پیشم................ُمخه منو تو کردی مختل.....................

 

پی نوشت:به علت رعایت پاره ای ملاحظات،برخی از قسمتهای رپ شاد سانسور شد!

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 15:57  توسط اشکان   | 

مرخصی هادی قابل از زندان

 

آقای قابل مرد نازنینی است.با وجود مشکلات زیاد(نظیر زندان)،سکینه و آرامشی در وجود اوست که بنده در کمتر کسی مشاهده کردم.

این عکس رو امروز در مراسم دیدار با ایشان در دفتر مرکزی جبهه مشارکت گرفتم.

افراد حاضر در عکس از راست به چپ:سعید حجاریان،حمید رضا جلایی پور،هادی قابل،عیسی سحر خیز

 

پی نوشت۱:

باز هم دیشب خواب یک دوست قدیمی که وبلاگ نویس ماهری بود رو دیدم.البته الان به هر دلیلی نمی نویسه.در گذشته اگه خوابش رو میدیدم،اس ام اسی بهش میدادم که فلانی خوابتو دیدم.خوبی؟

او هم میگفت خوبم....اما فی الحال عزم اس ام اس هم وجود ندارد.به هر حال او ....فصل سرد است.مثلا" پاییز.اما من متعلق به زمستانم....

نمیدونم اصلا" وبلاگ ها رو میبینه یا نه.اصلا" وارد دنیای مجازی میشه یا نه.

اگه وبلاگ منو دید یا دوستاش دیدند،بهش بگویند که نگرانش شدم.در مجالی که دیگر نگران خودم هم نیستم.

پی نوشت ۲:

 

هر ۳ وزیر پیشنهادی دولت،دیروز از مجلس رای اعتماد گرفتند.بنده دو ان قلت دارم:

  1. جنجال فراوانی بر سر آقای کردان برای وزارت کشور از سوی اصولگرایان(مثل توکلی و حسینیان و مطهری) بر پا شد.اما با رای نسبتا" خوبی(۱۶۹ رای موافق) انتخاب شد.اگر قرار بود کردان با امداد های غیبی انتخاب شود،دیگر این همه جنجال چرا؟
  2. آقای حسینی برای وزارت اقتصاد،با رای بالای ۲۱۷ رای موافق و فقط ۲۹ رای مخالف انتخاب شد.توجیه نیستم که نمایندگان اقلیت مجلس که حدود ۶۰ نفر هستند چه میکنند؟حاج آقا هاشمیان(رییس فراکسیون اقلیت) به فکر استراتژی مشخصی هستند؟البته اگر استراتژی،انفعال نباشد!
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 21:6  توسط اشکان   | 

 

(۱)-تراژدی مرگ در زندگی

عده ای از اینکه ممکن است به پوچی برسند می هراسند.بنده فی الحال در پست نهیلیسم هستم.یعنی وارد دوران پس از پوچی عقلی شده ام.زنده ماندم به معجزه ای میماند.

(۲) -غیبت شبانه

ظلم میکنید(میکنی)،آزار میدهید(می دهی)،در چه ظرف و با چه هدفی تلافی کنم؟(در این دنیای عجوزه عروس هزار داماد)

میگوید که :نردبان این جهان ما و منیست....،عاقبت این نردبان افتادنیست....

به قول سید باغهای کندلوس،ما خوب نباشیم چکار کنیم؟

پی نوشت ۱:

گفتیم که خدا مهربان است اما ظاهرا" اشتباه میکردیم.

پی نوشت۲ :

یکی از دوستان در کامنت خصوصی عنوان کرده که: عجب غمبار است این تراژدی مرگ در زندگی ..

 پی نوشت ۳:

در نظر سنجی شرکت کنید و:

کماکان میشود بحث عبدالله نوری را در پست قبلی پی گرفت

کانديداتوري عبدالله نوري منع قانوني ندارد

پی نوشت ۴:

درج مطلب دولت ناکارامد در وبلاگ منطقه تهران جبهه مشارکت

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 4:21  توسط اشکان   | 

عبدالله نوری،کاندیدای بالقوه ریاست جمهوری

 

 

محال است که شخصی وارد فضای ذهنی وقایع سالهای ۷۶-۷۸ بشود و تصویر عبدلله نوری در ذهنش حک نشود.

فی الواقع آقای نوری جز چند شخصیت طراز اول اصلاحات در ۲ سال اول آن بوده است.

خلاصه ای از رزومه کاری ایشان در دوران اصلاحات:

(پس از دوم خرداد ۷۶،ایشان به عنوان وزیر پیشنهادی کشور به مجلس پنجم معرفی شد(که در آن زمان نوری نماینده مردم تهران در مجلس بود) و با رای پایین از مجلس پنجم رای اعتماد گرفت .شروع پروژه توسعه سیاسی و شوراها در این دوران انجام شد.خاطرم هست که نوری مسئولیت نیروی انتظامی را نپذیرفت.در اواخر خرداد ۷۷ ،از سوی همین مجلس استیضاح و از وزارت کشور برکنار شد.

از آن تاریخ تا آذر ماه ۷۷،به عنوان فعال سیاسی و معاون عمرانی رییس جمهور،فعالیت میکرد.سخنرانی های وی در تجمعات گاه و بیگاه تحکیم وحدت در دانشگاهها،(که اغلب به خشونت کشیده میشد)به یاد ماندنی است.

در آذر ماه ۷۷روزنامه خرداد به مدیر مسئولی نوری آغاز به کار کرد و در اسفند ۷۷ به عنوان نفر اول تهران وارد شورای شهرشد و چند ماه بعد به عنوان رییس شورای شهر تهران انتخاب شد.در ماههای آینده از برای کاندیداتوری مجلس ششم از شورا استعفا داد.

پاییز ۷۸ آغاز دادگاه تاریخی عبدلله نوری برای روزنامه خرداد بود و در اواخر پاییز به زندان افتاد.از زمستان ۷۸ تا سال ۸۱ در زندان بود و سپس آزاد شده و تا کنون سکوت اختیار کرده است.)

در روزهای گذشته بالاخره سکوت خود را شکست ودر جمع اعضای دفتر تحکیم وحدت سخنانی ایراد کرد.

به نظر بنده،اگر ایشان کاندیدا شوند  و تمامی جبهه اصلاحات از وی حمایت کنند،توانایی بالقوه زیادی برای رای آوری(خصوصا" جذب آرای تحریمی ها) را دارا میباشد.و البته اگر اصلاح طلبان از او حمایت کنند،باید پیه رد صلاحیت احتمالی را به تن بمالند و استراتژی پس از آن را داشته باشند.

پی نوشت۱:

ظاهرا" عبدالله نوری ۲ شرط را برای کاندیداتوری لحاظ کرده است:

اول اینکه اصلاح طلبان در صورت عدم حضور خاتمی روی نامزدی دیگر به توافق گسترده برسند و از سوی دیگر در صورت رد صلاحیت وی اصلاح طلبان کاندیدای دیگری معرفی نکنند.

پی نوشت ۲:

دوستان برای خاتمی دو ویژگی رو متصور میشوند:اول احتمال تایید صلاحیت بالا،دوم رای آوری بالا.

بنده با دومی مخالفم.در صورت شرکت و عدم برگزیده شدن خاتمی،اوضاع اسفناک میشود.

پی نوشت ۳:

رحیمی،معاون پارلمانی رییس جمهور گفته که در صورت حل نشدن مقوله بی برقی،ساختمان وزارت نیرو رو میفروشیم!!

پی نوشت ۴:

در نظر سنجی این وبلاگ، شرکت کنید.

پی نوشت ۵:

بیانیه جبهه مشارکت ایران اسلامی در اعتراض به لایحه حمایت از خانواده

پیروزی حزب عدالت و توسعه ترکیه در دادگاه قانون اساسی

اعتراض بنياد باران به سرمقاله کيهان

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 0:43  توسط اشکان   | 

دولت ناکارآمد

 

تصور میکنم که کمتر کسی(با هر گرایشی)،وجود داشته باشد که ایراد و اعتراض فراوان به دولت فعلی نداشته باشد.حتی افرادی که به هر دلیل مخالف دولت خاتمی بودند،هم حسرت همان زمان پیشین را میخورند که اگر در آن هنگام شرایط بهتر نمیشد،حداقل به قهقرا هم نمیرفت.

ذکر چند نکته خالی از لطف نیست که دولت آقای احمدی نژاد بالقوه و بالفعل،برتری هایی نسبت به دولتهای گذشته دارد که این دلایل نتوانسته اند مانع بی کفایتی دولت فعلی شوند:

  1. حمایت ۱۰۰٪ مقام رهبری از ایشان
  2. یکپارچه شدن قوای ۳ گانه
  3. بالا رفتن قیمت نفت به بیش از ۱۳۰ دلار
  4. پر بودن صندوق ذخیره ارزی در هنگام تحویل دولت گذشته

عمده دلایلی که دولت فعلی به ناکارامدی متهم میشود:

۱-عرصه اقتصادی:

  1. تورم لجام گسیخته:آمار رسمی ۲۰٪.غیر رسمی  ۳۰-۴۰٪(در گذشته زیر ۱۵٪)
  2. بالا رفتن نرخ بیکاری(که تلاش شد با شاغل نشان دادن خانمهای خانه دار!!!!آمار بیکاری پایین تربیاید)
  3. بالارفتن سرسام آور نرخ مسکن
  4. تبعیض:سپردن انواع و اقسام پروژه های اقتصادی به بسیج و سپاه
  5. نقدی شدن یارانه ها:در صورت اجرای این طرح به اصطلاح تحول اقتصادی،علاوه بر تبعیض،تورم به بالای ۶۰٪خواهد رسید(بنا به گفته کارشناسان)
  6. در عرصه رفاهی:قطعی مداوم برق در این تابستان،جان مردم را به لَبشان رسانده است.(توجه بفرمایید که رییس جمهور محترم،ادعای حکومت بر جهان را دارد اما از تامین برق شهروندان عاجز است!)

۲-عرصه اجتماعی:

ایجاد ناامنی روانی اجتماعی با انجام طرح امنیت اجتماعی بالاخص در مقوله حجاب و گشتهای ارشاد.(در دولت گذشته اگر در عرصه آزادی اجتماعی گامی به پیش گذارده نمیشد،حداقل خانمها در انتخاب پوشش خود آزاد بودند)

فی الحال،خانمها برای حضور در اجتماع و بیرون منزل،امنیت روانی ندارند.

۳-عرصه بین الملل:

  1. عفریت جنگ بر فراز کشور در حال پرواز است.
  2. بی آبرویی و نزول شان ایران در عرصه های جهانی به علت رفتار و سخنان احمدی نژاد در برخی مقولات بین المللی.(این شرایط مقایسه شود با زمانی که روسای کشورهای اروپایی برای سفر محمد خاتمی به کشورشان،با یکدیگر به مسابقه می پرداختند)

۴-عرصه فرهنگی:

  1. تقریبا" دیگر به هیچ فیلم سینمایی متفاوت و مفیدی مجوز داده نمیشود.اگر هم داده شود(سنتوری)،جلوی اکران آن گرفته میشود.(مقایسه شود به اکران فیلمهای متعدد انتقادی و اعتراضی  در گذشته مثل آدم برفی،شوکران،بانو......
  2. در حال حاضر بزرگترین مانع آزادی مطبوعات،وزارت ارشاد و هیات نظارت است.(مقایسه شود با شرایطی که دولت و وزارت ارشاد یک تنه در مقابل قوه قضاییه برای آزادی مطبوعات سینه سپر کرده بودند).

قیاس ساده ای بین وزرای ارشاد سابق(مهاجرانی) و فعلی(صفار هرندی) نشان میدهد که اولی سمبُل عطوفت و نظارت حداقلی،و دومی سمبُل قهر و خشونت دولت و حاکمیت است.

 

استقبال بي سابقه برلين از اوباما

خوش چهره: پرداخت نقدی یارانه ها در سال جاری جزء محالات است

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 23:16  توسط اشکان   |