خدا
وخدا،در کوچه پس کوچه دین،گم شد........
وخدا،در کوچه پس کوچه دین،گم شد........

در این جلسه سرتیپ آزموده(دادستان)، از کیفرخواست دفاع کرد.در تمام مدت دادگاه آزموده سخن میگفت و دکتر مصدق با تک مضراب پاسخ میداد.
آزموده:به گناه خود اعتراف دارید؟
دکتر مصدق:به رای اعتراض دارم.
آزموده:دکتری شما در چیست؟
دکتر مصدق:در بیطاری(دامپزشکی)،آقا!
آزموده:دکتر مصدق به سوراخی پناه برد و مردم خبر دار از عدم اطاعت فرمان شاه شدند و مردمان میخواستند خون کثیفش را بریزند.
دکتر مصدق:مردم بازار را بستند.
آزموده:این مرد،یاغی خود خواه است.
دکتر مصدق:خدا لعنتش کند!
آزموده:عجیب مردی که پس از هفتاد سال عمر....
دکتر مصدق:ببخشید بیشتر دارم(خنده شدید حضار)
آزموده:در اولین جلسه بازجویی گفت نخست وزیرم.
دکتر مصدق:حالا هم میگویم،نخست وزیر قانونی هستم.
ادامه جلسه به دفاع از کیفرخواست گذشت.....
به نقل از سرهنگ جلیل بزرگمهر،وکیل دکتر مصدق
پی نوشت:اخیرا"نامه ای از آقای بابک داد،خبر نگار سابق روزنامه سلام در اینترنت تحت عنوان آقاي خاتمي! مشاركت را منحل كنيد منتشر شده است.
در مورد آقای داد باید بگم که ایشون مدتها بود که خبری از ازشون نبود(۶-۷) سال،و فی الحال ظاهرشده و شروع به مبهم گویی کرده است.
دلیل اصلی اظهار نظر او رو نمیدونم،اما شایدتصورکرده که پتانسیل تبدیل شدت به امثال اصغر زاده را دارا باشه.
به هر حال صرف نظر از اینکه آقای خاتمی توان انحلال مشارکت یا هیچ حزبی رو نداره واطلاع ندارم که داد از قوانین مطلعه یا نه،اظهار نظر بابک داد بیشتر شبیه یک لطیفه است و نباید به آن اهمیت داد.
انسان باید آزاد باشد تا اخلاق را رعایت کند.
اساسا" انسانی که آزاد نباشد،از تکلیف اخلاقی ساقط است.
جان لاک

هادی قابل،عضو و دبیر شورای مرکزی جبهه مشارکت،سرانجام جهت اجرای حکم خود،(۴۰ ماه حبس) هفته گذشته به زندان قم رفت.این حکم قرار بود در زمستان اجرا شود که بنا به دلایلی به این زمان موکول شد.در ادامه نامه ایشان به جوانان حزب مشارکت را که در همان موقع(زمستان)نگارش شده بود را میخوانید:
هوالجمیل
جوانی یعنی طراوت،شادابی، انرژی،جوش و خروش،و حزب،مرکز تراکم اندیشه ها،باورها،اصول و معیارها.
جوانان حزب،موتور محرکه،و چشم انداز تحقق آرمانهایند.در کار حزبی،فراز و فرودها،هزینه ها،مایوس نشوید.
با طراوت و شادابی،بجوشید و بخروشید و انرژیتان را برای تحقق فرهنگ تحزب در کشور بکار بندید که اکسیر دموکراسی حزب و کار حزبی است و بس.
خداوند یار و نگهدار و پشتیبانتان باد.
هادی قابل
۸۶/۱۱/۱۴ ساعت ۲۰.۲۰
علما میگویند بهترین هدیه ای که یک دوست میتواند به شما بدهد،کتاب است.
دیروز (۴ شنبه) در راستای تولد بنده،دوستان چند جلد کتاب به من هدیه کردند که اسامی آنها در ذیل می آید:
پی نوشت:امروز فیلم زن دوم را دیدم.فیلمی تراژیک بود.به رغم بازی خوب نیکی کریمی و محمد رضا فروتن،سناریو این فیلم بسیار ضعیف بود ودر مواردی دچار ابهام فراوان و از واقعیت به دور بود.
بنا به روایات،در چنین روزی متولد شدم.
۵۹/۱/۲۱
چرا همچین میشم من؟کج و کوله میشم من!مثل حوله میشم من!
پی نوشت:فی الواقع برای من جای بسی پرسش است که انسان چگونه میتواند مانند حوله شود؟
مصطفی پورمحمدی،وزیر کشور در گفتگو با ویژه نامه نوروزی روزنامه ایران:
چهار فرزند دارم،۳دختر و یک پسر.دختر کوچکم و پسرم که آخرین فرزندم است،پس از دوم خرداد متولد شده اند.و این از برکات دوم خرداد بود که موجب شد ما به کارِِِ خانه بیشتر برسیم!
عشق،درون دیگران نیست.بلکه درون خود ماست.ما آن احساس را بیدار می کنیم،ولی برای آنکه بیدار شود به دیگران نیاز داریم.
دنیا تنها زمانی برای ما معنا دارد که بتوانیم کسی را برای شرکت دادن در هیجاناتمان بیابیم.
پائولو کوئیلو-رمان ۱۱ دقیقه
وبلاگ 469 ،بنده رو به بازی کتابهای ناتمام دعوت کرد که ضمن تشکر،دعوت ایشان اجابت میشه.
کتابهایی که نیمه کاره رها شده اند:
کتابهایی که اصلا" خوانده نشدند:
کتابهایی که به کندی خوانده شدند:
دعوت از دوستان برای پیوستن به این بازی: