امروز بعد الظهر قبل از اینکه به مشارکت بروم،به کافی شاپ گودو رفتم.وقتی زیر سیگاری خواستم،گارسون با پوزش اعلام کرد که از امروز ممنوع شده.و ادامه داد که البته بعد از ۱۰ روز آبها از آسیاب می افتد.
ظاهرا" قراره از امروز تمام قلیانها رو از قهوه خانه ها و سفره خانه ها جمع آوری کنند و کشیدن سیگار هم در تمامی اماکن عمومی(بخوانید کافی شاپها) ممنوع میشود.
چند نکته به ذهن من میرسد:
- اگر این طرح عملی شود تمام سفره خانه ها و قهوه خانه ها باید تعطیل شوند.چون افرادی که به این اماکن میروند جملگی به دنبال استعمال دخانیات هستند.تصور اینکه قهوه خانه ای باز باشد و فقط چای و املت سرو کند غیر ممکن است.
- استعمال دخانیات هنگامی مذموم است که افراد غیر سیگاری حضور داشته باشند و موجب ناراحتی آنها شود.اما در قهوه خانه ها و ...همه با علم بر استعمال دخانیات میایند و افراد غیر نباید بیایند که نمیآیند.
- به مقدار کافی در مورد مضرات دخانیات بر سلامت انسان سخن گفته شده.و اکثر مردم از این مقوله آگاهی دارند.اما کیفیت و طول و عرض زندگی بنی آدم به خودش مربوط است .تصور نمیکنم متولی بودن حکومت در امور روز مره مردم به جهت زندگی بهتر،جزئ وظایف ذاتی آن باشد.
- همانطور که آن گارسون هم گفت،این طرح هم مانند سایر طرحهای مقطعی نیروی انتظامی که قابلیت اجرایی شدن را ندارند،پس از مدت زمانی مجددا به محاق فرو میرود و فراموش میشود.
پی نوشت ۱:عصر امروز مشاهده کردم که در مقابل قهوه خانه نمونه(شاغلام -زیر پل کالج) تعدادی مامور حضور دارند و مشغول تعطیلی این مکان هستند.این مکان پاتوق بسیاری از دوستان و سیاسیون است.
پی نوشت ۲:آقایان حکام کشور باید توجه داشته باشند که آزادی روزمره مردم خیلی اهمیت دارد.این مقال دیگر مثل آزادی سیاسی و اندیشه نیست که مشکل قشر خاصی باشد .بلکه در گیری با عموم مردم است.
سخنان تاج زاده در نشست فصلی حوزه شمال تهران مشارکت
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 22:37  توسط اشکان
|
دیشب به تهران رسیدم.تهران مکانی است که تمامی تعصبها،قومیتها و .... در آن رنگ میبازد.در بهشت ایران زمین هم که باشی،تهران جای دیگریست.
حدود ۳ هفته ای میشود به دلیل مشغله کاری،در شمال کشور به سر میبرم.به علت عدم امکان ایجاد شغل مولد در مرکز،در انتظار اخذ مجوز کلینیک دامپزشکی و مرکز مایه کوبی در شهرستان تنکابن(شهسوار) به سر میبرم.
فعلا در منزل دوستان هستم تا در صورت جدی شدن کار در آینده،منزلی حتی الامکان در کنار دریا بگیرم.
پی نوشت ۱:اگر بعضی دوستان تنکابن را نمیشناسند باید عرض کنم که این شهر مابین متل قو و نمک آبرود از یک سو و رامسر از سوی دیگر واقع شده است.
پی نوشت ۲:فی الواقع انسان باید به تدریج از علایق و دلبستگی هاش دست برداره.و گرنه بالاخره روزی همه اش رو از دست خواهد داد.
پاسخ مشارکت به نامه توهینآمیز و نامنصفانه سخنگوی اعتمادملی
نشست فصلی پاییز حوزه شمال تهران مشارکت
تعیین مسؤولان ستادهای انتخاباتی اصلاحطلبان در سراسر كشور
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 14:16  توسط اشکان
|
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 0:58  توسط اشکان
|
صبح روز 5شنبه اول آذر از درب مقابل ساختمان سمیه با یک دستگاه اتوبوس متعلق به جنگ جهانی دوم به مقصد ساری رهسپار شدیم.در ابتدای مسیر هنوز یخ همه بچه ها(جوانان تهران،کرج،قزوین،مرکز)باز نشده بود اما در ادامه مسیر صمیمیت ها فزونی گرفت و در هنگام برگشت به سمت تهران به حداکثر خود رسید.
پس از عبور از ساری به سمت محل اسکان (منطقه سلیمان تنگه)حرکت کردیم که حدود 40 دقیقه فاصله داشت و پلیس راه مانع حرکت اتوبوس شد که با رایزنی و صحبت و طی حدود یک ساعت معطلی اجازه عبور داده شد.
اردوگاه سلیمان تنگه منطقه جنگلی بسیار زیبایی بود که دارای ساختمان هایی نظیر سالن کنفرانس،سالن غذا خوری و سوئیت های زیبای 5 نفره بود .در افتتاحیه خانم دکتر کولائی به صحبت پرداختند و دکتر غلامی رئیس منطقه مازندران هم که دل پُری از جوانان داشت در ادامه به سخنرانی پرداخت.مطالبش پر گلایه و بسیار خسته کننده بود در ادامه تریبون به جوانان سپرده شد و از یکنواختی به در آمد.آقای طباطبایی هم تقریبا صحبتی نکرد.
بعد از افتتاحیه مقداری در اطاق ها استراحت کردیم و پس از صرف شام به گشت و گذار در محیط بسیار زیبای آن منطقه پرداختیم(بهمراه صرف چای،تخمه،گیتار و...).
نکته جالب در روز بعدی اردو (روز جمعه)حضور تعدادی از افراد پرسنل سپاه و خانواده هایشان در قسمت دیگر اردوگاه بود که البته با تساهل هر دو طرف اتفاق خاصی نیفتاد.
از صبح ساعت 14-11به بحث های تشکیلاتی و انتخاباتی پرداخته شد که اعضای مناطق عمدتا از کم تحرکی شورای مناطق حزب و همچنین زیاده خواهی احزاب دیگر در استان ها گله داشتند.
بعد از صرف غذا و... به بازدید از سد بسیار زیبای سلیمان تنگه پرداختیم و سپس به سمت تهران حرکت کردیم.هوا بارانی بود و اندکی در برف فیروز کوه گیر کردیم.علی ایحال حدود ساعت 3 نیمه شب به تهران رسیدیم .
پی نوشت ها:
1-میزبانی بسیار شکوهمند جوانان مازندران در خور ستایش و تقدیر است.
2- آقای( ط) از اعضای شورای شاخه جوانان مرکز به افتخار هواداری حوزه شمال تهران نایل شد.
3- جوانان شرکت کننده در این نشست :جوانان مازندران،گیلان،گلستان،تهران،کرج،قزوین،مرکز بودند.
4- دلمو شکوندی،برو حالشو ببر... 
اعتراض جمعی از رونامه نگاران ایران به انتخاب شریعتمداری به عنوان روزنامه نگار منتقد منصف
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 2:49  توسط اشکان
|