اصلا و به هیچ وجه،قضیه خودکشی این خانم دکتر درهمدان برا من قابل هضم نیست.تو این یکی دو روزه که این قصه رو تو روزنامه ها و سایتها پیگیری کردم،مریض شدم.با خودم فکر میکنم که ما کجا داریم زندگی میکنیم،تلاش برا اصلاح چه مردمی یا چه فرهنگی میکنیم.به خدا ول معطلیم.من شاید از کنار خیلی مسائل مثل دریا خزر،افاضات احمدی نژاد،و...بتونم بگذرم،اما از کنار این مسئله هرگز.
یکی از دوستان در پست قبلی کامنت جالبی داده بود که این خانم از ترس پدرش که به سمت همدان در راه بوده خودکشی کرده.به نظر حرف درستی میاد.پس وای به حال خانواده های ما.وای به حال پدران و مادران ما که دختری ۲۷ ساله که پزشک هم بوده نمیتونسته نحوه زندگیش رو به راحتی انتخاب کنه.
نکته مهم اینه که قطعا این دختر در پایگاه امر به معروف(که حالا این دیگه چه کوفتیه) شکنجه نمیشده.که دلیل خودکشی همون ترس از پدر یا آبرو بوده.البته قطعا بسیجیان یا ماموران امر به معروف غلط کردن که اوونها رو دستگیر کردند.بسیجی دیگه چه کاره است؟خیر سرمان کشورما پلیس داره که در هفته اش هم کلی بوق و کرنا می کنند.و بماند که قدم زدن دوست پسر دختر هم در هیچ فرهنگی جرم نیست....
برا من هیچ قسمت این قضیه قابل درک نیست.اگه برا شما هست بنده رو هم کمک کنید.
خودکشی پزشک دختر در اداره منکرات همدان
جزئيات خودکشي خانم دکتر جوان در بازداشتگاه منکرات همدان
پی نوشت ۱:سخنرانی دكتررضاخاتمی در نمازجمعه اهلسنت زاهدان
تعريف جرم مشهود از نظر پليس امنيت اخلاقي
اعتراض نهضتآزادی به بازداشت هادیقابل
پی نوشت ۲:این بیانیه را امضا کنید
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 23:31  توسط اشکان
|
در هفته نیروی انتظامی سردان رادان،فرمانده پلیس تهران اظهار نظر فرمودند:
اقتدار و رأفت پليس نبايد قرباني يكديگر شوند.كساني كه امنيت اجتماعي را به خطر انداختهاند، بايد بدانند پليس با اقتدار هر چه تمامتر با اين افراد برخورد كرده و در مقابل، انسانهاي بيگناه نيز بايد همواره به رأفت پليس اميدوار باشند. شعار پليس پايتخت در سال جديد را «افزايش امنيت اجتماعي با استفاده از معنويت رمضاني» است و قصد داريم در شش ماهه دوم سال، افزايش امنيت اجتماعي را در لايههاي مختلف و پاييني جامعه حكمفرما كنيم و در اين رابطه طي چند روز آينده، باب جديدي از ارتقاي امنيت اجتماعي را در تهران باز ميكنيم.
یک گزارش از فجایع طرح امنیت اجتماعی در نت منتشر شد که البته کاملا صحت و سقمش مشخص نیست اما دوستان لینک رو ببینند و قضاوت کنند.به نظر میاد اگر همه اش هم درست نباشد،مقداریش درسته.
فی الواقع،لمس رافت پلیس از نوع سردار رادان آنهم در لایه های پایینی جامعه برای همه امکان پذیره.حالا رافت در ۶ ماهه دوم سال هم دیدنی است.چند جمله از این گزارش رو درج میکنم:
((نحوه دستگیری و برخورد کلی در مورد افراد دستگیر شده در منازل به این شرح بود که فرماندهانی همچون سردار معمولی که صدها پلیس نقابدار را به همراه داشتند و به خانه ها حمله می کردند و از دیوار و بام آنها و همسایه های بی گناه آنها بدون اذن و هماهنگی در نیمه های شب بالا می رفتند و درب ها را میشکستند و حریم خصوصی افراد را مورد تجاوز قرار می دادند و پدر را در برابر چشمان همسر و فرزندان، مضروب می کردند و شکنجه می دادند، شلوار پدر را در برابر چشمان فرزندان از تن خارج می کردند، پسر را در برابر چشمان مادر و خواهر لگد مال می کردند و افراد را با تن لخت و یا با لباس خواب به کوچه یا محل تجمع مردم می بردند.
هیچگونه محدودیتی در حمله ها و عملیات وجود نداشت حتی شکستن درب منازل یا اتاق های که در آن نوامیس و فرزندان متهمین با وضعیت نامناسب قرار داشتند و هیچگونه محدودیتی در زمینه حفظ حریم و حرمت و حیثیت و آبروی افراد در محدوده منازل مراعات نمی شد و هیچگونه توجه ی به پوشش نامناسب زنان و مردان افراد سالخورده و حتی کودکان، دختران و پسران غیر مرتبط با موضوع نمیشد. ))
پی نوشت معرفي اعضاي شوراي عالي تدوين برنامه پنجم توسط احمدی نژاد
دوستان حتما این مطلب رو بخونند و ببینند که چه لی لی پوتهایی قراره برنامه پنجم رو بنویسند!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 23:58  توسط اشکان
|
حدود ۱ ماه پیش جلد هفتم هری پاتر رو خوندم.ترجمه انتشارات شهروند امروز که هم کامل بود و هم خیلی سریع وارد بازار شد.هنوز هم این ترجمه در دکه های روزنامه فروشی موجوده و دوستان میتونند مراجعه کنند.
کلا این قسمت جالب تر از و مخوف تر از بقیه قسمتها بود اما آخرش رو معلوم بود که خانم رولینگ سرهم بندی کرده و لرد ولدومورت با آنهمه تواناییهاش خیلی آسیب پذیر نشون داده شده.
اما الحق قسمتهایی داشت که مو به تن آدم سیخ میشد،مثل قسمتی که به شکل بلاتریکس درآمده بودند،یا اول داستان موقع فرار،یا آنجایی که هری و هرمیون وارد گودال گودریک شده بودند و....
به هر حال اگر هری پاتر خون هستید،این قسمتو از دست ندید.
پی نوشت ۱: زمان عکس مربوط به پست قبلی،پاییز سال ۸۱ و محلش،کلینیک جراحی دانشکده دامپزشکی کرج .و موضوع جراحی هم برداشت کلیه سمت چپ سگ است.
پی نوشت ۲:ال گور برنده جایزه صلح نوبل شد.احتمالا این اتفاق معادلات داخل حزب دموکرات رو به هم خواهد زد.مخصوصا در مورد هیلاری کلینتون و اوباما.
پی نوشت ۳:ارجاع پرونده قابل به دادگاه و ملاقات با وي در دادسراي ويژهي روحانيت قم
+ نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386ساعت 17:40  توسط اشکان
|
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 2:18  توسط اشکان
|
از فردا بنده یک سفر ۷-۱۰ روزه رو به شمال کشور(تنکابن،رامسر،رشت) آغازو دیداری با دوستان قدیمی تازه میکنم .به ۳ علت فی الحال رو برا سفر برگزیدم:
- سربازی کوفتی تمام شد!
- ۱۰۰لیتر بنزین سفر اضافه شد!
- و هوا در حال خنک شدن است!
هنگام گشت و گذار در محیط سرسبز شمال،جای همه شما دوستان خالی.
پی نوشت:این مطلب دکتر غنی نژاد در رد مارکس رو که در ویژه نامه اعتماد چاپ شد رو حتما بخونید.قلم گیرا و البته لیبرال دکتر،همیشه برا من لذت بخش بوده.و اما لینک مطلب:
عدالت سوسياليستي و نظريه ارزش مارکس-دکتر موسی غنی نژاد
پی نوشت ۲:خاتمی: پیگیر آزادی قابل هستم
+ نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 4:52  توسط اشکان
|
شاخه جوانان منطقه تهران جبههی مشاركت برگزار میكند:
نشست "ضرورت اصلاح در جامعهی مدنی"
سخنرانان:
آذر منصوری
معاون سیاسی دبیركل جبهه مشاركت
هاشم آقاجری
از سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
جلال جلالیزاده
نماینده مجلس ششم و عضو شورای مركزی جبهه مشاركت
رضا شریفی
از شاخهی دانشجویان جبههی مشاركت ایران اسلامی
مهندس موسوی خوئینی
از سازمان ادوار تحكیم وحدت
محمد هاشمی
از دفتر تحكیم وحدت
سعید مدنی
از كمیتهی پیگیری وضعیت دانشجویان امیركبیر
علیرضا هاشمی
از سازمان معلمان
حسین نقاشی
از انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران
بدرالسادات مفیدی
از انجمن صنفی روزنامهنگاران
گوارایی و مرتاضی
از فعالان حوزهی زنان
جمالی
از انجمن NA
خسرو منصوریان
از انجمن حمایت از آسیبدیدگان زلزلهی بم
و با حضور خانوادههای سندیكاهای اتوبوسرانی و خانوادهی حجتالاسلاموالسلمین هادی قابل
پنجشنبه 5 مهرماه 1386 ساعت 16
خیابان سمیه – بین نجات اللهی و قرنی – پلاك 180
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 1:15  توسط اشکان
|
+ نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 1:56  توسط اشکان
|