آقاي ال گور اوضاع چطور است؟
خوب نيست! ظاهراً ما بحرانهاي واقعي را كنار گذاشتهايم و به جايش بحران جديدي ساختهايم كه نتيجهاش حمله به عراق بوده. همه شواهد و قراين حاكي از آن است كه ما دقيقاً بايد برعكس عمل ميكرديم!
اين روزها بحث داغي در رسانهها به پا شده در مورد اينكه سران حزب دموكرات درصدد هستند تا لايحه تأمين هزينههاي جنگ عراق را بدون ذكر جدول زماني خروج از اين كشور به جورج بوش ارائه دهند. حزب شما چه نقشي در اين جريان ايفا كرده؟
من كه بالاخره سر در نياوردم قوه قانونگذاري ما چه اختياراتي دارد! آنها مصوبهاي داشتند كه خروج از عراق را الزامي ميكرد؛ اما جورج بوش آن را وتو كرد! با اين ترتيب، قانونگذاران واقعاً چه نقشي در تعيين اين جدول زماني ميتوانند داشته باشند؟!
خب حالا كه بحث دولت را پيش كشيدهايم بگوييد آيا با نظر جيمي كارتر رئيس جمهور سابق در خصوص اينكه <دولت جورج بوش نابخردترين دولتي بوده كه آمريكا به خودش ديده> موافقيد؟
نميتوانم دقيق بگويم كه او واقعاً بدترين دولت را اداره كرده يا نه! ولي خب تقريباً بدترين بوده. من به بوش رأي ندادم. اصلاً به نظرم او نبايد رئيس جمهور ميشد. اما حالا هم از اقداماتش شگفت زده نشدهام!
شما كه چنين ديدگاه انتقادي داريد و در عرصه سياسي هم از موقعيت خوبي برخورداريد چرا براي رياست جمهوري كانديدا نميشويد؟
براي اينكه نميخواهم تكراري باشم! من برنامهاي براي كانديدا شدن ندارم و البته نميخواهم خيلي هم پر سرو صدا بيايم و اعلام كنم كه ديگر كانديدا نخواهم شد! اصلاً دليلي براي اين كار وجود ندارد. در آمريكا معمولاً بلافاصله پس از اعلام نتايج انتخابات رياست جمهوري، رقابتهاي دوره بعد آغاز ميشود و به نظر من مردم ديگر از چنين بازي موش و گربهاي خسته شدهاند. از حالا تا انتخابات آينده رياست جمهوري 500 روز باقي مانده! چرا از حالا اينقدر جار و جنجال به راه بيندازيم كه آخر سر، مردم حتي حوصله رأي دادن به ما را هم نداشته باشند؟!
يعني بالاخره از شركت در رقابتها اعلام برائت نميكنيد؟!
نه! من تازه 59 سال دارم؛ چرا بايد خودم را از فرصت كانديداتوري در آينده محروم كنم؟
آيا به خاطر همكاري نزديكي كه با بيل كلينتون داشتيد حاضريد از هيلاري كلينتون به عنوان نامزد انتخابات رياست جمهوري آمريكا حمايت كنيد؟
من نسبت به بيل احساس حمايت خاصي دارم؛ اما آن را به معني حمايت از كانديداتوري هيلاري نميدانم. اصلاً اين دو موضوع به هم ارتباطي ندارند!
اصلاً قصد داريد از كانديداي خاصي در انتخابات رياست جمهوري حمايت كنيد؟
هنوز تصميم نگرفتهام.
نظرتان در مورد برنامه هيلاري كلينتون براي رياست جمهوري چيست؟
او برنامهاش را كاملاً قدرتمندانه شروع كرده است و حالا هم در نيويورك پايگاه خوبي براي خودش دست و پا كرده است.
در مورد باراك اوباما هم حرف بزنيد.
برنامه او هم خوب است و ظاهراً مردم از اينكه او به قضايا با ديد تازهتري نسبت به بقيه مينگرد كاملاً خوششان آمده.
آيا او مشغول انجام همان كارهايي نيست كه شما ميخواستيد در گذشته انجام دهيد؟
به نظرم او و خيليهاي ديگر، سياستمداران خوبي هستند كه در سيستمهاي بدي گرفتار شدهاند! در چارچوب اين سيستم، آنها مجبورند كه دائماً بر موضوعات مورد نظر رسانهها متمركز شوند و خلاصه گرفتار بازيهاي پر سر و صداي زيادي ميشوند.
سناتور مككين چطور؟ شما خيلي خوب او را ميشناسيد.
راستش را بخواهيد من اصلاً در مورد كانديداهاي جمهوريخواه نميتوانم ديدگاه بيطرفانهاي داشته باشم! همه آنها به نحوي از سياستهاي جورج بوش و ديك چني حمايت كردهاند اما جان مك كين در تلاش بوده كه رويكردي متفاوت را نسبت به ساير جمهوريخواهان در پيش بگيرد. به نظر من او سعي كرد استقلال خود را از كاخ سفيد نشان بدهد اما در عين حال حمايتهايش از برخي سياستهاي بوش باعث شد همان حس استقلال هم از دست برود!
با گذشت پنج سال از زمان حمله به عراق، اوضاع امروزي اين كشور را چگونه ميبينيد؟
فرض كنيد كه ماشيني ناگهاني ترمز كند و يك چرخش هم از جا كنده شود! سياست آمريكا در عراق به چنين ماشيني شباهت دارد و جالب اينجاست كه اين ماشين در دولت فعلي آمريكا قصد كنار كشيدن از جاده و درست كردن آن چرخ را هم ندارد! واقعيت اين است كه آمريكا گزينههايي براي فرار از بروز چنين شرايطي را در اختيار داشت اما حالا ديگر گزينهاي ندارد؛ چون ماشين بدون يك چرخ دارد به راهش ادامه ميدهد!
حالا چه بايد كرد؟
ما بايد دو هدف را به صورت همزمان دنبال كنيم. اول اينكه نيروهايمان را هر چه سريعتر از عراق خارج كنيم. دوم اينكه همه ما- چه موافق و چه مخالف با حمله به عراق- بايد براي مقابله با بحرانهاي بيشتر در اين خصوص تلاش كنيم. بر اساس شواهد و قرايني كه از اوضاع امنيتي عراق وجود دارد، ادامه حضور نيروهاي نظامي آمريكا در عراق، آهن رباي خشونت در اين كشور است.
فرض كنيد شما روز 31 ژانويه سال 2009 ميلادي به رياست جمهوري آمريكا رسيده باشيد. اولين اقدامتان در مورد عراق چه خواهد بود؟ بلافاصله نيروها را از عراق بيرون ميكشيد؟
اوضاع را بايد البته بررسي كرد. بايد ديد چه اقدامي ميتواند جلوي بزرگ شدن بحران عراق را بگيرد. يادم ميآيد كه اريك شينسكي فرمانده وقت ارتش آمريكا به جورج بوش گفته بود پيش از آنكه به فكر اشغال كشوري مثل عراق بيفتيد، بايد به فكر نيروها وشرايط لازم براي موفقيت برنامههايتان باشيد. اما كاخ سفيد و وزارت دفاع آمريكا طوري با اين نظريات منطقي مقابله كردند كه كارشناسان نظامي عملاً به سكوت واداشته شدند و نتيجهاش هم در عراق به وضوح قابل مشاهده است. كاخ سفيد به هنگام اشغال عراق دقيقاً مثل <آليس در سرزمين عجايب> شده بود و مجبور بود هر اتفاق ناگواري را تحمل كند و مردم عراق را هم اينقدراذيت كند و تازه به اهداف خودش هم نرسد!
شما از اول مخالف حمله به عراق بوديد؟
كاملاً. با اين همه گزارش و تحقيقي كه از اوضاع عراق منتشر شده، بعيد ميدانم كسي هم در آمريكا پيدا شود كه ادعا كند حمله به عراق اشتباه نبوده است! آن موقع دولت آمريكا ميخواست اينطور به مردم القا كند كه صدام حسين و رژيمش مسوول حملات يازده سپتامبر بودهاند و به همين جهت بايد جلوي حمله بعدي آنها را با حمله پيشگيرانه گرفت.
چند تا از كارهاي بوش را نام ببريد كه اگر شما رئيس جمهور بوديد اصلاً آنها را انجام نميداديد. يكي كه قطعاً حمله به عراق است.
بله. به نظر من اقدام بوش در حمله به افغانستان درست بود. اما او بايد به جاي پرت كردن كشور به دام يك جنگ ديگر، نيروهايش را همانجا در افغانستان نگاه ميداشت و دست و پاي بن لادن را ميبست.
با توجه به تجربهتان در دولت بيل كلينتون، اگر در دولت آينده- و احتمالاً دموكرات آمريكا- پست وزارت خارجه به شما پيشنهاد شود آن را ميپذيريد؟
نه! اصلاً پستي را در كابينه نخواهم پذيرفت.
خب اجازه بدهيد نتايج نظر سنجي از بينندگان را هم در مورد اينكه ال گور بايد كانديداي رياست جمهوري شود يا نه را اعلام كنم. پاسخ 82 درصد از مردم مثبت است! از اين نتيجه حتماً خيلي خوشتان آمد!
صد البته