دست کوتاه و خرما بر نخیل

مکالمه دو برادر:
-هنوز با اوون دختری که از آینده بود مکاتبه داری؟
-نه.
-چرا؟
-اوون ازم خواست
-برای چی؟
-بخاطر (زمان)
-چه بهتر،تو نیاز به یک زن واقعی داری الکس(با خنده)
-گوش کن هنری،خوب گوش کن،اوون از هر چیزی که من تا حالا شناختم واقعی تر بود.از هر واقعیتی واقعی تر بود.من دیدمش،بوسیدمش و دوستش داشتم. ولی الان رفته.دیگه نیست.
اشک در چشمان هنری جمع شد.
گزیده هایی از مصاحبه آقای حسنی(امام جمعه ارومیه) با ۴۰چراغ:
(خاتمي 20 ميليون راي آورد اما من مي گويم اگر حتي صد ميليون راي نيز مي آورد... هيچ ارزشي نداشت.)
(اگر منظور خاتمي از آزادي همان چيزي است که مورد نظر امام خميني بود که به آن رسيده ايم و ديگر لزومي ندارد بگوييم آزادي مي خواهيم، منظور اينها از آزادي همان چيزي است که مورد نظر شاه بود. )
(من در خطبه ها گفتم که اگر خاتمي وزير ارشاد را عزل نکند به استقبالش نمي روم. خاتمي عزل نکرد من هم نرفتم، حرف مرد يکي است.)
(برخي مردان هم مثل خود شما ريش شان را مي زنند. کساني که ريش خود را مي زنند از يزيديان هستند، شاه هم ريشش را با تيغ مي زد.)
( برخي از دوستان روزنامه هايي که بر عليه من مي نوشتند را برايم مي آوردند، مخصوصا روزنامه اي که فک مدير مسئولش (صبح امروز) را قراضه کردند را بيشتر برايم مي آوردند.)
(بايد به هر بيکار يک تراکتور بدهيم و برايش در کوير ايجاد اشتغال کنيم. همه بيکاران به دنبال اين هستند تا پشت ميز اداره بنشينند. بايد پشت تراکتور نشست و نه پشت ميز. متاسفانه ايراني ها در توليد تنبل هستند.)
(خداوند در قرآن به مسلمانان دستور مي دهد تا به بالاترين قدرت برسند، بالاترين قدرت انرژي اتمي است.)
( به نظر من دوسوم اداره ها در کشور اضافي هستند و بايد تعطيل شوند. برخي فکر مي کنند که پشت ميز اداره نشستن شغل است، در حالي که اين خودش يک نوع بيکاري است. بايد کارمندان اضافي ادارات را براي توليد و کشاورزي به نوبت به کويرها بفرستيم.)
(شوهر دخترم آدم مريضي بود. به همه چيز شک داشت و زندگي را سخت کرده بود، دخترم نتوانست تحمل کند و خودکشي کرد.)
(آثار باستاني دو نوع هستند. آنهايي که در خدمت اسلام هستند بايد حفظ شوند و بقيه بايد تخريب و نابود شوند)
زن رو به شوهرش گفت:تو این ایام شبها کجا میمونی؟
مرد:هتل
زن:چطوره؟خوبه؟
مرد:اتاق هتل،اتاق هتله دیگه.
زن:هتل هم میتونه خوب باشه، چون در اوون نه آینده ای است نه گذشته ای.در کل هویتی وجود نداره.
امروز،روز تولد بنده است.۲۷ سال پیش در چنین روزی در بیمارستان آذر شهر تبریز دیده به این جهان
مضحک گشودم.
فی الواقع،در مورد این روز احساس مثبت یا منفی ندارم.
دومين و آخرين جلسهي رسيدگي به اتهامات محمدرضا خاتمي مدير مسوول روزنامهي توقيف شدهي «مشاركت» در شعبهي 1083 دادگاه عمومي تهران با حضور هيات منصفهي مطبوعات برگزار شد.
به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در ابتداي جلسه، قاضي حسينيان رييس شعبهي 1083 دادگاه عمومي ضمن تفهيم اتهامات مطرح شده در كيفرخواست به محمدرضا خاتمي، مدير مسوول روزنامهي توقيف شدهي «مشاركت» اظهار داشت كه صدا و سيما و نيروي انتظامي رضايت خود را از شكايت مطرح شده اعلام كردهاند.
محمدرضا خاتمي با قرار گرفتن در جايگاه، توقيف روزنامه طي هفت سال را غيرقانوني خواند و گفت كه عليرغم پيگيريهاي صورت گرفته امروز اين دادگاه تشكيل شده است؛ توقيف روزنامه اساس و مبناي حقوقي نداشته و همچنين قريب به اتفاق اتهامات حدود يك ماه قبل از تعطيلي روزنامه به بنده تفهيم شده بود و پس از آن فعاليت روزنامه ادامه داشت.
محمدرضا خاتمي با تاكيد بر اينكه علت اصلي حضورش در دادگاه پذيرش اتهامات نيست بلكه پاسداشت احياي اصلي مهم از قانون اساسي است( اصل 168) گفت: مطمئنم هر چند اين اصل به طور جامع و كامل مورد عمل واقع نشده است و اطمينان دارم كه اعضاي هيات منصفه امروز به عنوان افرادي منصف و بدون جهتگيري شخصي و سياسي به داوري خواهند نشست.
|
مديرمسوول رمشاركت گفت: اگر انتقاد از رفتار برخي حاكمان و نهادها و بعضي از مسوولان صاحب قدرت تضعيف نظام است پس بفرماييد به رسميت شناختن تكثر آراء و آزادي انديشه چه معنايي دارد؟ من به جرات مدعي هستم تمام مقالاتي كه به عنوان متن عناوين اتهامي از سوي مدعيالعموم بيان شده يا بيان واقعيت است كه در جامعه بوده يا نقد آراي برخي از افراد مسوول. وي در دفاع از خود در برابر شكايت سپاه پاسداران در مورد ضارب سعيد حجاريان گفت: عكس مورد نظر نه مونتاژ و نه غير واقعي بوده و حتي ما مجبور شديم بخشي از عكس مورد اشاره را سانسور كنيم. مديرمسوول روزنامهي «مشاركت» خطاب به هيات منصفه گفت: مطمئنم انصاف و عدالت شما تنها يك نتيجه خواهد داشت و آن تبرئهي اينجانب و انتشار مجدد روزنامهي «مشاركت» است. بنده نه از رييس دادگاه و نه از هيات منصفه ادعاي خاصي دارم و نه از كسي خود را طلبكار ميدانم. خود را كسي ميدانم كه در اين انقلاب رشد كرده است به گزارش ايسنا، در ادامه حسينآبادي، وكيل مدافع محمدرضا خاتمي با قرار گرفتن در جايگاه با استناد به مادهي 173 قانون آيين دادرسي كيفري ايراد مرور زمان را مطرح كرد و گفت: مجازاتهاي مربوط به جرايم مطبوعاتي بدون ترديد بازدارنده و اقدام تاميني است كه در اين رابطه براي آنها تقاضاي قرار موقوفي تعقيب دارم. |
۱-استقلال دیروز صدر نشین شد.بالاخره تیمی که اینهمه حرف و حدیث پشت سرشه،دچار اینهمه مشکلاته،تونسته گلیم خودش رو از آب بیرون بکشه.حالا استقلال یک پای قهرمانیه.به درایت و شجاعت مرفاوی درود میفرستم.
۲-از فصل بهار بدم میاد.همیشه این موقع دچار فسردگی فصلی میشم.یکی دو هفته ای زمان میبره تا به حالت عادی برگردم.زمستون،کجایی که یادت به خیر!
۳-انسان گاها درمانده میشه که کار درست چیه؟من در گذشته از یک دوراهی ظلم به خود و ظلم به فرد دیگری،ظلم به دیگری رو انتخاب کردم.شاید نیاز باشه که انسان یک موقعی حیثیت و شخصیت خودش رو قربانی کنه تا طرف مقابلش اصلاح بشه که البته این کار نیاز به یک ایثار بزرگ داره.نمیدونم،شاید من هیچگاه ایثارگر نبودم.
پی نوشت۱:خیلی به عاقبت این قضیه نیروهای انگلیسی خوشبین نیستم.داره کم کم نگران کننده میشه!
پی نوشت ۲:من از سال ۸۳ که وارد فعالیتهای سیاسی شدم(از سال ۷۶ به شکل غیر تشکیلاتی در سیاست بودم) همیشه میگفتم یک آدم سیاسی باید فحش خورش ملس باشه.حالا دو قسم آدم داریم که فحش میدند،اولی دسته ای هستند که باید به حرفاشون اهمیت بدی و جواب در خوری بهشون بدی،دومی دسته ای هستند که اصلا ارزش اهمیت دادن یا جواب دادن ندارند.حرفها یا شبنامه ها یا دروغ و فحاشی هاشون مثل وزوز پشه تو شب گم میشه.فی نفسه اهمیتی ندارند که در خور واکنش باشند.
نوعی از سگها به خاطر وضعیت خاص فیزیکیشون به این نام معروفند.در راس آنها (بولداگ) وجود داره که بخاطر پوزه و بینی بسیار کوتاه جلب توجه میکنه.
سگهای دیگر مثل(جرمن،دوبرمن)،اگر پای انسان رو گاز بگیرند چون بینیشون به پا چسپیده میشه و حالت خفگی احساس میکنند مجبورند سریع پا رو ول کنند.
اما بولداگ چون بینیش عقبه احساس خفگی نمیکنه و میتونه مادامالعمر پاچه انسان رو نگه داره.
فی الواقع دلیل اصلی معروف بودن و رسانه ای بودن بولداگ،همین پاچه گیری طولانیست.خدا نکنه بولداگ مبتلا به هاری باشه که نورعلی نور میشه.
مردم آلمان(بولداگ در آلمان فراوانه)،همیشه به خارجی ها توصیه میکنند که کاری به کار بولداگ نداشته باشند و اجازه بدهند بولداگ از کنارشون رد بشه،چون اگه بخواد پاچه بگیره صاحبش هم حریفش نیست.
ایام عید که فرا میرسه،ناخوداگاه حواسم به مردم مختلف میره.اوونهایی که به سفر خارجی میرند،کسانی که برای کنسرت خواننده ها به دبی میرند،یا اوونایی که به ویلاشون در شمال میروند،ویا افرادی که به غایت تفریح و تظاهر به تجمل میکنند.
حالا عدهای ان قلت میارند که اینها یکسره بی عدالتیه و فکر و ذهنشون درگیر اینجور مسائل میشه و سعی میکنند در فکر و نظر با اینها مقابله کنند.
اما به نظر من اگر انسان، لیبرال،آزادی خواه و حداقل نگر باشه و و طرفدار ثروت و سرمایه باشه،این مسائل زیاد قلقلکش نمیده.حالا شاید عنوان بشه که ثروت اینها نا مشروعه که این قضیه هم بلاموضوعه چون ما در مقام تشخیص منشا ء ثروت خلق ا... نیستیم.
بماند که عدهای از طرفداران دو آتشه سوسیالیسم و امثالهم،خود مصداق بارز طبقه بورژوا هستند و خودشون در استفاده از تجملات افراط میکنند اما پاش که می رسه مخالف لیبرالها و طرفدار عدالت برا توده های محروم میشوند!
من پس از ۲۷سال زندگی،هرچه بیشتر فکر میکنم و مطالعه میکنم،بیشتر به این نظر ایمان میآرم که:
عدالت یک افسانه است.
پی نوشت:در این ایام نوروز،فسرده بودم.فکر کردم دیدم یک دلیل عمده اش،تعطیلی مشارکت در این روزهاست.
روزها گر مي رود گو باك نيست
توبمان اي آن كه چون توپاك نيست